{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*راز دل*

*راز دل*


ماه وش :
کیهان : چییییی
مستانه خندید وگفت : داره بابا میشه
از خوشحالی جیغ زدم وگفتم : وای دارم خاله میشم یه نی نی کوچلوی دوست داشتنی
کیهان : بیا رقیبم برامون پیدا شد همه خندیدیم ومامان وقتی فهمید کلی خوشحال شد ودیگه نزاشت مستانه برقصه با لبخند نگاش می کردم کیهان دستمو فشار داد نگاش کردم اخمی کرد وگفت : نکنه این نی نی نیومده بخواد جای منو بگیره
- هیشکی جای تو رو نمی گیره تو قلب منی
لبخند زد وگفت: قربونت برم
- خدا نکنه ...اِکیهان نگو
کیهان : اِنداره دیگه قربونت میرم که هیچ فداتم میشم
نگار: داری مخ دوست منو می زنی
کیهان : اون مخ منو زده
نگار خندید وگفت : پاشید برقصید بابا نشستید که چی بشه اخر شبه هان
داشتن پیست رقص رو اماده می کردن برای رقص اخر شب
کیهان : این تموم بشه دیگه ولمون می کنن
خندیدم وگفتم : بستگی به تو داره
کیهان : نمی زارم پاشون رو بزارن تو خونه
با خنده نگاش کردم چشمکی زد وگفت : خوشت اومد
- از چی ؟!
کیهان : از اخر شب
بهش چشم غره رفتم با صدا خندید بعدم خم شد وپشت دستم رو بوسید نگاهش پراز شادی بود فقط ای کاش فانی نبود که ناراحتی بینمون پیش بیاد
- کیهان ناراحتی
متعجب گفت : الان ناراحتم دارم از خوشحالی بال در میارم
بهش لبخند زدم
کیهان: تو رو خدا اینجوری نگام نکن دلم میره
خندیدم لپمو کشید
مستانه : عاشق معشوق بیاین واسه رقص آخر شب
کیهان : تو روخدا نگاه چندتا دوربین وعکاس منتظرن ما بریم باور کن می ترسم
با صدا خندیدم
کیهان : قربون خندت برم
مارال خانم : پسرم پشت سرت دوتا بال در آوردی
کیهان برگشت وگفت :چی ؟!
من خندیدم
همه دست وشوت زدن که ما بریم برای رقص
پویا : چی شد کیهان
کیهان : کوفت تو بزار ناز....
خدایا دلم می خواست یه چیزی بزنم تو سر کیهان این چرا همش اسم نازنین رو لبش بود به روش نیاوردم ولی خودش جا خورده بود
- کیهان منتظرن هان
لبشو گزید وگفت : بخدا دست خودم نیست نمی دونم چرا اسمش میاد رو لبم
- مهم نیست بی خیال
دستامو بوسید وبلندم کرد صدای دست وشوت جیغ باعث شد باخنده کیهان رو نگاه کنم
- چه طرفدار داریم عزیزم
لبخند کمرنگی زد رفتیم وسط پیست وآروم آروم می رقصیدیم با لبخند نگاش کردم
کیهان : الان این خندت همون چوب بی صداست
- نخیرم .اگه اون دفه ناراحت شدم بخاطر موقعیتمون بود
کیهان : بجون خودت حتا بهش فکرم نمی کنم تو توی قلبمی
- می دونم ولی باید ثابت کنی
کیهان : جون بخواه
- دیگه مشروب نخور
کیهان : چشم ...همین
خندیدم جلو همه لبمو بوسید کشدار چشاش خمار خمار بود
- چشات اینجوری نکن دیونه
کیهان : جونم خوشت میاد
با نگاهم خط نشون کشیدم براش حتا معنی نگاهمو می فهمید
دیدگاه ها (۱۲)

*راز دل*ماه وش:بعد از رقص مراسم بریدن کیک بود که همه دورمون ...

*راز دل*کیهان : اول خودم در رو باز کردم وگفتم : چشاتو باز نک...

*راز دل*ماه وش:وقت شام شد وباز سرو کله ای فیلم بردارها پیدا ...

*راز دل*ماه وش :من گریه می کردم اون نگام می کرد کیهان : بسه ...

اعتماد پارت|۷۹|

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۵۶و از اتاق اومدم بیرون. نابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط