{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی
چه شرابی به تو دادن که مدهوش شدی
تو که آتشکدهء عشق و محبت بودی
چه بلا رفت که خاکستر و خاموش شدی
به چه دستی زدی آن ساز شبانگاهی را
که خود از رقت آن بیخود و بیهوش شدی
تو به صد نغمه٬زبان بودی و دلها همه گوش
چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی
خلق را گرچه وفا نیست ولیکن گل من
نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی
( شهریار )
دیدگاه ها (۵)

با طلوع هر صبحی فکر کن تازه متولد شدی؛ دوست بدار؛ بخند؛ فرام...

چای و شکلات روسی #قطار#روسیه

ای قلم سوزلرینده اثر یوخ/آشنادن منه بیر خبر یوخ/گلدی بو جمعه...

هم شیطونه ، هم جذابه !هم خوش ... ، هم منه ؟!ای وای ببخشید هو...

نخستین تصاویر از داخل خودروی حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلا...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط