{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز سعي كردم كه روز خوبيو شروع كنم..

امروز سعي كردم كه روز خوبيو شروع كنم..
اخه امروز يه روز عادي نبود..
روزي بود كه خدا عشقو واسه من آفريد..
درسته وجودو جسمش كنارم نيست ولي توو تك تك ضربان قلبم وجود داره توو تك تك ثانيه هام.
واسه همين همء همكاراي سابقمو دعوت كردم نهار شانديز:)
يه تولد مفصل كرفتم.
دیدگاه ها (۳)

#in_your_eyespart_10۲ویو کایلاچند روز از رفتنمون پیش دکتر گذ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

خانوم مدیرعاملپارت اول | رویایی که به حقیقت پیوستهمچی ازونجا...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

سناریو:مرگ پنهان/پارت⁵روز بعد، دکو همه رو برای نهار توی مدرس...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "28""ویو جئون آنجلینا"امرو...

پارت چهلم | حقیقتِ سفرپارک لاراپسرا بالاخره نشستند.چند ثانیه...

امروز سعي كردم كه روز خوبيو شروع كنم..اخه امروز يه روز عادي ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط