{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرتضی؟؟

مرتضی؟؟
داداشی؟؟
پاشو
می شه؟
منو همه ی جوونای غم دیده ی کشورم قَسَمِت می دیم...
می شه پاشی؟
یادته می گفتی : یکی هسسست!؟؟؟
الان پاشو ببین چند نفر چشم به صدات دارن که دوباره واسشون بخونیو اونا بالششونو با اشکاشون خیس کنن…
دیدگاه ها (۶)

منو سیدهمین الان یهویی^_^

هعی خدا...

عالی بودن

ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺗﻨﻬـــــــــــــــــــــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ ﻧﺒــــــــــــــــ...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

پارت ۸۱

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

سناریو جونگکوک

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

پارت: 15 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«واقعاً که نمک‌نشناسن.» تا...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

White Lotus | Part 20صبح همان روز...سوآ هنوز خواب بود که صدا...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هشتم: آزادیِ مشروط و غافلگیری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط