امروز اتفاقی چشمم به این صحنه افتاد. ظاهرش ساده است اما ع
امروز اتفاقی چشمم به این صحنه افتاد. ظاهرش ساده است اما عملا خلاصه " تاریخ تصمیم گیری در ایران". اولش کارشناسانه پله هایی ساخته شده برای استفاده مردم عادی و پیاده، بعد یه حرکت ساختارشکنانه با شکل و شمایل نژند بدون توجه به حقوق عابر و فلسفه اصلی تصمیم اول که عبور عابرین پیاده بوده، چطور؟! با ساختن یه مسیر برای عبور موتور. تصمیم سوم چیه؟! تصمیم سوم حسابی پوپولیستیه به این معنا که مثلا اومده با این هنجارشکنی و بی قانونی مبارزه کنه و مانع تردد موتور ها بشه، با شعار "بازگشت به آرمان ها"به جای بهبود مسیر عابر پیاده با نصب بلوک سیمانی ریده به اول و آخر تصمیم یعنی حالا نه عابر می تونه رد شه نه موتورسیکلت و هیچکی هم نمی پرسه اصولا هدف از این دسته خر سیمانی یا اون پله سنگی یا اون سراشیب چیه یا اصلن ملت! ما دنبال چی بودیم، چی می خواستیم و الان به کجا رسیدیم، ما می خواستیم راحت راه بریم الان رسیدیم به بلوک؟! ( سیگارهای ریخته شده هم یحتمل مال "چه گوارا" های گوزلاف زنیه که معمولا در مراحل مختلف این چرخه سروکله شون پیدا میشه) واکنش ملت در قبال این سیر نزولی تصمیم گیری جهیدن بسان یوز یا تغییر مسیر دادن بود و قطعن هیچکس نمی ره برای بهبودش کاری کنه یا دستکم به این کاراحمقانه دقت کنه تازه اگر رجعتی به روزهای پلکانی صورت بگیره باز هم این دور باطل ادامه داره فلذا شما الان تاریخ تصویری تصمیم گیری یا سیر تغییر مفهوم دولت - ملت در ایران رو می بینید!
- ۱.۵k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط