{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلی که بردی…

دلی که بردی…
نگاهی که دزدیدی…
احساسی که پژمردی…دستانی که گرفتی…صدایی که با آن آرام گرفتی…
نان و نمکی که خوردی…حتی نمکدانی که شکستی..
همه حلالت باشند..
(جز لرز دلم در اولین نگاهت…)
.
.
حرامش باد آنکه پر کرد جای مرا……
دیدگاه ها (۱)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²¹صبح، آرام‌تر از همیشه از راه رسید....

پارت بیست‌ویکم | اعترافی که همه شنیدندصدای آژیر آمبولانس محو...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۵: «انت...

سناریو تهیونگ

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۲: ورود ناخواندهسکوت میان من و تهیونگ سن...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۲: «تاج...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

پارت ۵۲صدایِ باز شدنِ درِ اصلیِ عمارت، مثلِ یک پتکِ سنگین تو...

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط