{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

chand Party:

chand Party:

چان: نمیخواستم دایون زیاد تو فکر بیماری قلبیش بره پس سعی میکنم که همیشه خوشحال باشه و هیچ دردی رو حس نکنه

دایون: با نوره آفتاب که به صورتم میخورد بیدار شدم از دیشب تا الان هنوز همون لباس ها تنم بود پس بلند شدم و یک سره رفتم زیر دوش حموم و بعد از کلی فکر کردن زیر دوش از حموم اومدم بیرون لباس هام رو پوشیدم و بودن خشک کردن موهام فقط یکم به پوستم رسیدم و رفتم پایین که دیدم.....

چانگبین: چان هیونگ بهمون گفته بود که بهتره بیشتر مواظب دایون باشیم و نزاریم زیاد به خودش فشار بیاره با اعضا رفتیم پایین و اون جور که معلوم بود دایون هنوز خواب بود پس رفتیم و با کمک هم دیگه صبحونه رو درست کردیم که دایون اومد پایین

بچها ببخشید که اینقدر دیر گذاشتم موقع امتحانا هست و زیاد هم نمیتونم فیک بزارم درک کنید
دیدگاه ها (۱)

chand Party:دایون: وقتی رفتم پایین دیدم بچه ها همشون پایینن ...

chand Party:دایون: وقتی رفتم پایین دیدم بچه ها همشون پایینن ...

chand Party:دایون: هان هیچی نگفت و فقط گریه میکرد راستش خودم...

chand Party:هیونجین:هیونگ میشه سریعتر بری(نگران)چان: یکم دیگ...

عشق دردناک²p¹⁰"ویو ا.ت"از خواب با نور آفتاب بلند شدمبرگشتم ک...

My uncle (part 25)

#My_company_model پارت 26ویو بینابا نور خورشید بیدار شدم و خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط