{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نـشانـی ام را مـیخـواستـی ؟

نـشانـی ام را مـیخـواستـی ؟

هــمـان مـحـلــﮧ ی قـدیـمـی پـائـیـز !

مـنتـظرم هـــنـوز ...

اما زرد (!)

اما خشــک (!)

گاهــی بیـاد مـی آورم تــو را

زیـر پـا ڪـﮧ مـی مـــانـم



وقـتـی حـس میکـنم

جایی در ایــن کرِه ی خاکی

تــو نفس میکــشی و مـن

از هــمان نفـس هایت ،،، نفس میکشم !

تـو بــاش !!!

هـوایت ! بـویـت ! برای زِنده ماندنم ڪـافـــی است …



اگر روزی رسیدی که من نبودم تــمام وصیــتم به تـــو ایــن است :

خوب بـمان

از آن خوب هایی که من عاشقش بــودم … !!
دیدگاه ها (۳)

خسرو پرویز مانند شاهان دیگر چندین همسر داشت که بیشتر از همه ...

در بنی اسرائیل زنی زناکار بود، که هرکس با دیدن جمال او، به گ...

بندگی کن تا که سلطانت کنند, تن رها کن تاهمه جانت کنند... خ...

به اندازه ی یک فنجانِ قهوه...به اندازه ی چند دقیقه ،با من نش...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

پارت ۲۰ دو روز بعد...جونگ‌کوک دیگر مثل قبل نبود.کمتر حرف می‌...

با من بمان دازای : من دیگه نمیتونم ااهههآتسوشی: الاناست که ...

Covenant of Blood and Silk

فیک : بین راندها

پارت ۹۶ | «شبی که همه‌چیز عوض شد...»غروب روز بعد...بعد از پا...

فیک : بین راندها

رز آبی پارت ۲

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²³چند دقیقه از ورودشان به اردوگاه گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط