{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر دستشو گذاشت رو شونه دخترش و ازش پرسید: تو قویتری یا م

پدر دستشو گذاشت رو شونه دخترش و ازش پرسید: تو قویتری یا من؟ دختر گفت: من!
پدر با کمی دلشکستگی دوباره پرسید: تو قویتری یا من؟ دختر گفت: من!
پدر بادلی گرفته به یاد همه زحمتهایی که کشیده بود دستشو از شونه ی دخترش برداشت و دو قدم دورتر پرسید: تو قویتری یا من؟
دختر گفت: شما!
پدر گفت چرا نظرت عوض شد؟
دختر گفت: وقتی دستت رو شونم بود فکر میکردم
دنیا پشتمه...
دیدگاه ها (۶)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

P³⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت ۳ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه صبح_جونگکوک:زنگ تفریح بود و داشتیم ...

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

🖤 پارت بیست‌وچهارم | خانه‌ی قدیمیلانا و جونگکوک جلوی خانه‌ی ...

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

My nurse

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط