{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین پارت

آخرین پارت 11
ات:کوک
کوک:ب.بله
ات: عاشقتم
کوک خم میشه و ات رو میبوسه
ات:دایون
کوک:اونو بردن زندان
ات:حتما خیلی برات دردسر درست کردم
کوک: نهههه
ات:خیلی کیوتی
خلاصه ات مرخص میشه
کوک:ات چشماتو ببند
ات:بستم
کوک:باز نکنی
ات:نه بستم
کوک:۱ ۲ سههههه
ویو ات
دستم رو کشیدم خونه رو دیدم
کوک گفت خونمون
ات برگشت و کوک رو بوسید نزاشت حرفشو کامل بزنه
ات:ممنونم ازت که اومدی توی زندگیم
کوک:من ازت ممنون که گذاشتی عاشقت بشم
خلاصه از این ماجرا چند سالی میگذره
ات: آیسو بیا غذا حاضره
آیسو: مامان معلمم گفته باید فرم تون رو باباتون امضا کنه
مامان :باشه برو بابات رو بیدار کن بیاد صبحونه
کوک:آیسو ولم کن بیدارم
آیسو:آباااااااااا
ات: کوک بیدار شو دیگه
کوک:بلند شد گفت بریم شیر موز بخوریم
آیسو : بابا شیرموز نداریم
کوک:چرا یه بسته کامل خریدم
آیسو:اونا رو من خوردم
کوک:چی همشونو
آیسو:نه با سانگ و نه جین نفری سه تا ببخشید بابا
کوک:عیب ندارد بریم صبحونه
تمام
دیدگاه ها (۱)

من اتم کره زندگی میکنم مامانم و بابام آمریکا زندگی میکنن با ...

ویو ات بعد کلی حرف زدن رفت لباس رو پوشیدم با خودم فک کردم اگ...

part10دایون:فک کردی می‌زارم با کوک ازدواج خوبی داشته باشیدوب...

part 9ات: من روی کاناپه میخوابم تو روی تخت بخواب کوک:دوتامو...

نامجون رفت به دیدن کوک و به شوگا هم زنگ ‌زد که باهم برن . خل...

اون مال منه

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط