{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر کس که به این دیوانگی ها خندید

هر کس که به این دیوانگی ها خندید


در خانه قبر خویش پایش لرزید


تا عمر بود غلام زینبو رقیه اش میمانیم


تا کور شود کور شود هر انکه نتواند دید
دیدگاه ها (۱)

گفتم غزلی در خور نامت بنویسماندازه ی وسعم ز مقامت بنویسمای  ...

پیش چشم پدرم سینه زدم لذت بردچه شود پیش چشمم سینه زند فرزندم

دخترم با تو سخن می گویمزندگی در نگهم گلزاریستو تو با قامت چو...

من هفتاد میلیون ایرانی رو به چالش دخالت نکردن در زندگی خصوصی...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

پارت ۲۷روز بعد — فاصلهصبح، ته‌سوک زودتر از همیشه خانه را ترک...

رز آبی پارت ۱۱

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

😔🤲🤲 میلاد عرفان‌پورفریاد عطش... سوختن چلچله‌ها...افتاده میان...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟑سه روز از رفتن مانیا گذشته بود.جیمین سع...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

السلام علیک یا شریک القرآن ع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط