{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت پیست

سکوت پیست

Part:²⁹

خواستم برم بیرون که دستم توسط دستش کشیده شد

_چیزی شده؟

+ م. من میترسم

_از چی؟

+ا. اینجا خیلی تاریکه(بغض و ترس)

_چراغو واست روشن میذارم

چراغو روشن کردم و خواستم برم که دوباره دستمو گرفت

+میشه نری(بغض)

_ایندفعه واسه چی(کلافه)

+خیلی این چند وقت عصبانیه میترسم بیاد منو بزنه(اشکی از گوشه چشمش میچکه)

_کی بیاد بزنت؟

+بابام

_کتکت میزنه؟

+اره

_واسه چی؟

+چون من ی اضافی ام هیچکس دوستم نداره

_تا وقتی خوابت ببره همینجا میمونم و نمیزارم بیاد و اذیتت کنه

+واقعا

باز هم با اون چشای اشکی و قرمزش زل زد توی چشام!
توی چشاش برق خاصی بود
یجورایی نمیشد ازشون دل بکنی

_اوهوم میمونم قول

با این حرفم چشاشو روی هم کذاشت
بعد چند مین که دیدم نفساش منظمه متوجه شدم که خوابش برده..

از اتاق اروم اومدم بیرون و رفتم سمت اتاق خودم که بخوابم..
دیدگاه ها (۰)

سکوت پیستPart:³⁰(ویو مری)با سر درد شدیدی از خواب بیدار شدملع...

سکوت پیست Part:²⁸_عهه؟(خمار)+هی گمشو کنار مرتیکه اخموو+وایی ...

سکوت پیستPart:²⁷توی راه بودیم که دیدم داره لباساشو در میاره_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط