{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد: مگه نگفتم دیگه لباس نخر؟

مرد: مگه نگفتم دیگه لباس نخر؟
زن: آخ چرا دوباره شیطون گولم زد...
مرد: مگه نگفتم هروقت خواست گولت بزنه بگو دور شووو دور شوو
زن: گفتم ولی میگفت از دور بیشتر بهت میاد...
دیدگاه ها (۸)

مامانم ميگه : برنامه ريزي پشه ها رو ديدي ؟ شبا بيدارن ، روزا...

ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﻟﻮ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟؟ﭘﺴﺮ : ﺧﻮﻧﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡﺩﺧﺘﺮ : ﻣﻦ ...

یه جا مهمون بودیم پيرمرده بعدازهفتاد سال زندگي مشترك زنشو اي...

دخترای ایرانی تو عروسیا جوری خودشونو درست میکنن که........دا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

پارت ۳ 🖤بعد از اینکه جیمین منو از اونجا بیرون آورد، تمام راه...

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

رمان دخت من

فیک تهیونگ

part46. . _ چی؟ چی؟ بوم با تعجب به یونجون نگاه کرد _ منظور...

پارت سیزده ویو یونگی با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط