{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ميگن: مرد واقعی مرديه که درخونه رو باز کنه، يه نعره بزنه،

ميگن: مرد واقعی مرديه که درخونه رو باز کنه، يه نعره بزنه، و ابروهاشو بهم بپيچونه، يه مشت بزنه به ديوار تا نصف خونه بريزه، و با صدای بلند بگه: زن..!مگه من نگفتم به ظرفا دست نزن ،خودم میام ميشورم...!!!
دیدگاه ها (۲)

kudum

من به احترامِ مادر استادم که چهار روزه از دنیا رفته نرفتم دا...

چندوقت دیگه هـــم می بینیم مردم، دیس و سینی گرفتن دستشونُ تو...

پارت ۷ساعت ۱۲ ظهر_جونگکوک:همینطور نشسته بودم رو یکی از کاناپ...

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

تکپارتی درخواستی

رمان دخت من

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 184♡⁠。⁠)⁩تا خود...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

سناریو جونگکوک

پارت 15چند ماه از اون شب گذشت، رزا تو این مدت تنها کاری که م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p43شب...قلعه برخلاف همیشه شلوغ‌تر بود.صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط