{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته​‌ام

خسته​‌ام
مثل کوچه​‌ای بن​‌بست
که در سرگردانی شهر
گم شده است
مثل اتفاقی
که بین افتادن و نیفتادن
گیر کرده است!

به بی​قراری چشم​‌های نیمه​ بازت سوگند
چپ و راست این بازی را گم کرده​‌ام!
نه هستی که بودنت را باور کنم
نه نیستی که نبودنت را!

بیا و بگو
سایه​‌ات دنبال کدام خورشید می‌گردد
که چنین دور می‌شوی؟

دنبال معجزه نگرد
کلاغ این قصه هم
به خانه
نخواهد رسید...
دیدگاه ها (۳)

فدای چشم قشنگت تمام بود و نبودمﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﻡ ﺑﻔﮑﺮ ﭼﺸﻢ ...

خدای خوبم :امروز روز پنج شنبه دلم میخواد برای همه بنده هایت ...

برای گریه که تنها پناه آدم هاستبرای عشق که شاید هنوز هم اینج...

سلام صبح بخیر بفرمایید ورزش

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت اول: تلاقی نور و ص...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

بلینگام و گولر با هم در ترکیب اصلی رئال برابر اسپانیول قرار ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط