{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق در تاریکی 42.

عشق در تاریکی 42.
__ دو هفته بعد __

<< ویو جونیور >>
الان تقریبا 2 هفته میشه از کوک خبری نیس ملینا هم نمیاد سمتم و ازم فرار میکنه هوووف همش تقصیر خدمه واقعا فک نمیکردم اینطوری بشه ولی الان مشکل ملینا نیس خیلی نگران کوکم یعنی کجاست گوشیش 1 هفته میشه خاموشه هیچ خبری ازش نیس میترسم بلایی سرش امده باشه هوووف

<< ویو کوک >>
توی این مدت به جیووانی نزدیک شدم و تا جایی ک تونستم اعتمادشو جلب کردم چون بار زیاد برام مهم نیس اونو شریک بار کردم و خب تا حالا ات دیگه نیومده بار خدارو شکر اگه میومد قطعا میکشتمش ولی فهمیدم توی کدوم دانشگاه هست و کجا زندگی میکنه واقعا جونیور خیلی هواشو داشته میشه گفت توی بهترین دانشگاه لس آنجلس صبت نامش کرده و توی بهترین مکات لس آنجلس براش خونه گرفته توی این 2 هفته زیر نظرم بود کی میره بیرون کجا میره باید کی میره و کی میاد و از حق نگذریم توی این دوسال خیلی عوض شده خوشگل تر و خوش اندام تر شده خیلی دارم جلوی خدمو میگیرم نرم پیشش ولی یه چیزی ک خیلی عصبیم کرده اینه ک معمولا با یه نر ک نمیدونم کدوم خریه میگرده و خیلی وقتا اون میاد خونش جدی کفرم در امده ولی اینو فهمیدم ک باهم درس میخونن ولی چرا پسر؟؟ من بخاطر اون همه کارکنان مند های زنمو اخراج کردم اووووووف...

<< ویو ات >> از حموم امدم بیرون ک صدای در توجه ام رو جلب کرد یعنی کیه این موقع شب؟ حتما سارا هست چون گوشیش پیشم مونده بود با این خیال با همون حوله ای ک دورم پیچیده بودم رفتم و در رو باز کردم ک با دیدن فرد پشت در مغزم استپ خورد ...

ببخشید کم شد 💔
دیدگاه ها (۶)

عشق در تاریکی 43.اون....اون جونگکوک بود از قیافش و چشمای خما...

عشق در تاریکی 44.<< ویو کوک >> با صدای زنگ گوشی از خواب بیدا...

عشق در تاریکی 41.؟ چشم قربان ( از اتاق رفت بیرون ) از دیشب ف...

عشق در تاریکی 40. (واااو باورم نمیشه راستی راستی 40 تا شد 😐😐...

عشق در تاریکی 46.بعد تموم شدنش به ساعت نگاه کردم 7 شب بود کو...

عشق در تاریکی 30<< ویو جونیور >> بد جوری عصابم بهم ریختست ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط