{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مام

داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو از توو کارتون درآورد نگاش کرد و زد زیر خنده!!! گفت: میدونی این چیه؟ اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰ شد بدم بهت حیف واقعا
دیدگاه ها (۸)

.

خوشی با خوبی فرق دارد به خاطر خوبی ها از خیلی خوشی ها ، باید...

به پای هم پیر شدیم! من، و خیال تو...

یکی از فانتزیهام اینه که این مسعود روشن پژوه رو بندازم تو یک...

...

p3تهیونگ: بلند شو بیبی، گفتم یه سورپرایز برات دارم.ا.ت: نمی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط