ظهور ازدواج

ظهور ازدواج )
( فصل سوم ) پارت ۵۶۱
به دست شما میرسوندمش.. بي قرار چشمامو باريك كردم امانتي؟ یه دسته بزرگ پر از برگه و دفترچه و سند گذاشت جلوش و گفت: اقاي جیمین ترینر يعني همسر شما مدتيه تصميماتي گرفتن که من توي اين مدت تمام کارهای اداریش رو انجام دادم. با ضربان قلب مضطربی گفتم چه تصمیمی؟ وکیل ایشون تصمیم گرفتن تمام اموالشون رو به نام شما بزنن و به شما تقدیم کنن.. نفسم تو سینه حبس شد و بهت زده و گنگ گفتم:چي؟

نفسم تو سینه حبس شد و بهت زده و گنگ گفتم:چی؟ چي داره میگه؟ برگه اي جلوم گذاشت و گفت این لیست اموالیست که به نام شما شده شامل منزلیه که باهم توش ساکن بودین منزل پدریتون ۲ واحد اپارتمان یه تکه ،زمين خودروي شخصي اقاي ، ترینر، شرکت تبلیغاتشون و یه حساب بانكي..تماماً به نام شده.. وحشت زده به برگه جلوم نگاه کرده.. اصلا.. باورم نمیشد چرا؟ حتي شركتشو؟ قلبم از شوك و ناباوري توي دهنم بود داغون و تند گفتم: چرا؟ چرا اینکارو کرده؟ نفسم در نمیومد و صدام میلرزید وكيل من اطلاعي ندارم. من فقط اوامر ایشون رو اجرا میکنم. یه تعداد سند گذاشت جلوم و گفت: سند این اموال. يعني چي اخه؟ اشکم چکید. یه قصدي پشت این قضیه است.. خونم به جوش اومد و دندونامو به هم قفل کردم و با خشم :گفتم این رو بردارین و ببرین بکوبین تو صورتش و بگین من به صدقه نیاز ندارم دقیق نگام کرد و گفت: صدقه نیست خانوم. تمام اموال به شخص به شخص دیگه صدقه نیست. هدیه و پیش کشه. ایشون اینطور تصمیم گرفتن... نشانه محبت خالصانه و بزرگواریشونه. با نفرت .گفتم بزرگواري.. واسه اینه که برگه طلاق رو امضا کنم اره؟ کور خونده. فك كرده اينجوري ميتونه قلب شکسته مو التیام بده؟ از درد و ناباوري داشتم آتیش میگرفتم.. چي فك كرده پیش خودش؟ میخواد احساساتم رو با پولش بخره؟ وکیل تند گفت:خیر..اصلا ربطي به امضا و التیام نداره..از روز اول ازدواجتون این تصمیم رو گرفته بودن. متعجب و بهت زده گفتم چی؟ وكيل - قبل ازدواجتون يعني حدوده ماه پیش وقتی قصد ازدواج با شما رو داشتن تصمیم گرفتن که من کارهاي اداري اين اموال رو انجام بدم و همه رو به نام شما بزنم و حدود ۱سال بعد تقدیمتون
دیدگاه ها (۵)

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۶۲شما رو داشتن تصمیم گرفتن که...

ادرسي رو برام اسمس کرده بود. با دلشوره و درد و به امیدی که ج...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۶۰ کنار در بی اختیار و خيلي خ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۶باهاش حرف بزنه و بعد گوشي ر...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۹۰... چيزي شده؟ دستش یخ بود. ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۷۶ تایپ کرد و گفت: متهم؟ اندر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط