Part Who would have thought I would fall in love with t

Part4) Who would have thought I would fall in love with the mafia?


_ خفه شو ، فردی که من انتخاب کردم حتما شایسته بوده ( بلند )

با تموم توانی که داشت مشتی محکم نثار گونه صورت مرد کرد و به ارومی نزدیک اتاق میا شد …
میا سریعا از در فاصله گرفت و روی تختش نشست ..
در از چهارچوب فاصله گرفت و مرد وارد اتاق شد ..

+ الان چی میشه ؟
_ چی ؟
+ اون مرده ..
_ اگه تا الان مرده باشه که هیچی اگه نمرده باشه میکشنش
+ نه !
_ چی نه ؟!
+ به خاطر من نباید اون بمیره
_ بر خلاف دستور من کاری رو از پیش برده مجازاتش مرگه
+ ف فقط برای چندتا سوال
_ خب که چی ، اینجا قانون همینه
+ سنگدل عوضی ، چجوری انقدر راحت بچه ی مردمو میکشی ؟
_ بچه مردم ؟ هه اینارو خودم از کنار جوب و پارک اوردم و بزرگ
+ ولی هنوزم یک عوضیی
_ مهربون باش کوچولو
+ منظورت از فرد شایسته چی بود ؟
_ منظورم جنابعالی بودی
+ اینو میدونم برای چی ؟
_ میفهمی کوچولو
+ من کوچولو نیستم
_ هه ( زیر لب ) عصبانیتت هم بامزس
+ من میخام برم
_ کجا فعلا همینجا هستی کوچک بچه
+ فقط برای چند ساعت میخام پدربزرگم رو ببینم
_ فردا ساعت سه اماده باش
+ جدیی ؟؟!
_ بله
+ ممنونم راستی چی باید صدات کنم ؟
_ هوانگ ، هیونجین
…..

( البته که هیونجین پدر بزرگ میا رو میشناخت وگرنه عمرا اجازه خروجش رو از عمارت بده )

«پرش زمانی به فردا »

ویو میا
کاملا اماده بودم ، به سمت در خروجی رفتم ، هوانگ سنگدل منتظرم بود ، سوار ماشینی مشکی رنگ شدیم و راه افتادیم که …

نویسنده قشنگم : wisgoon.com/sanasana1313/
دیدگاه ها (۱)

part 5 ) Who would have thought I would fall in love with th...

ترجمه : به خونه میاد ، خسته و عرق کرده ، از پشت بهت نزدیک می...

فقط برو و بهش بگو که دوسش داری …در حال قدم زدن توی پارک سر س...

عشق ، اشتباه قشنگی بود ..نسیم خنکی میوزید و موهات رو به حرکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط