{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گــفـتـنـد : ضـــــمایر را نــام بـبـر گـفـت : مـن ، مـن

گــفـتـنـد : ضـــــمایر را نــام بـبـر گـفـت : مـن ، مـن ، مـن .... گـفـتــند : پــس بـقـیـه چــه شــدنـــد؟؟
گـفـت : هـمـه رفـتـه انــد زیــارت اربــاب و مــن جــا مـــانــده ام . . .
یــ ــ حــسـیــن ــ ــا . . .
دیدگاه ها (۶)

یکی از مشاورین و جاسوسان کاخ سفید در گزارش خود نوشته است :...

یا ابولفضل

پدر : پسرم میخوام برات برم خواستگاریپسر : زن نمیخوامپدر: اگه...

!! ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻬﻤﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﺑﺰﺍﺭ__________________ﻃﺒﻖ ﺁﺧﺮﯾﻦ...

حسین_نان_حلال_تمام_باباهاست‌پدرم گفت خدایا پسرم نا اهل استهم...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌ونهم 𓆪 🖤🥀اسما چشم‌هایش را باز کرد.نفسش س...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 3 | یک میز مشترکزنگ پایان کلاس که خورد، ا/ت تق...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۷ | رو‌به‌رومرد چند قدم جلو آمد.جونگ‌ک...

پارت ۳۹ مرد مسلح چند قدم جلو آمد.جونگ‌کوک ناخودآگاه جلوی آری...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

فیک : بین راندها

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت ده 𓆪 🖤🥀ات به جیمین خیره شد.ـ «تو وا...

پارت چهل‌وششم | «خدا رو چه دیدین...»پارک لارابعد از صبحونه، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط