{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Cold love/عشق سرد

Cold love/عشق سرد

Part¹

_ارباب،ارباب هیون،بیدار شید،ساعت ۷:۳۹ دقیقه ست.
سوهو،فقط ۵ دقیقه...
_نمیشه قربان،امروز ساعت ۸ و نیم یه جلسه کاری مهم با هیئت مدیره کمپانیتون دارید
^هیون بازم پتو رو روی سرش کشید و خوابید^
دیدم اینجوری جواب نمیده،پس یه راه حل سریع رو امتحان کردم.
تلوزیون رو روشن کردم و صداش رو روی ۱۰۰ گذاشتم؛تمام پرده ها رو هم کنار زدم تا نور بیاد داخل.

سوهویااااا!چرا اینجوری میکنی؟!

رفتاراش عجیب شده بود؛هیچوقت اینطوری دوستانه با خدمتکارش حرف نمیزد.

_من فقط دارم انجام وظیفه میکنم،قربان(سرد)

هیون با کلافگی از جاش بلند شد.
سوهویا،اون کت و شلواره رو آماده کن که دکمه هاش دو ردیفی ان.قهوه و صبحانه ام رو بیار بالا.امروز‌ حال ندارم بیام پایین.

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Cold love/عشق سردPart²تعظیم کوچیکی کردم و گفتم:بله....رفتم ط...

Cold love/عشق سردPart³کت و شلوار رو برداشتم و رفتم سمت اتاق ...

(نمیدونم چرا این کاور رو واسه فیک انتخاب کردممم)Cold love/عش...

طرفدارای بی ال کجایید؟!فیک بعدی رو بی ال بزارم؟! ایگ نکنید خ...

لیسا : لیا بیام ببینم یه لباس مزخرف و اسپرت پوشیدی او تالار ...

My nurse

«رایحه پنهان»روی تخت نشست و به غذای داخل سینی نگاه کرد.بوی غ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

عاشقم باش Part 43

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

پارت ۲۱ :

୨୧ ────── 🌸🦋🌸 ────── ୨୧🌸 پارت 26 — ویو تهیونگ آت نگاهم کرد.آ...

پارت پانزدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط