Cold love/عشق سرد
Cold love/عشق سرد
Part³
کت و شلوار رو برداشتم و رفتم سمت اتاق هیون،ایندفعه انقدر در زدم تا جواب داد.
+اومدی،هوسویا؟
*پرش زمانی به ۹ روز بعد،تولد هیون*
هنوز جلسه بود،پسوقت داشتم.
یه کیک کوچولو درست کردم که روش نوشته بود،تولدت مبارک!
و اما هدیه...
من به قدر کافی پول نداشتم که یکی از اون کادوهایی که حتی به چشم اونام نمیاد بخرم،پس...
شروع کردم به بافتن...
جزئیات صورتش رو تصور کردم،چشمای کشیده و پوزخندی که همیشه روی لباش نقش بسته.
کیک رو توی یه شیشه گذاشتم و هدیه رو داخل یه پاکت کوچیک،کنارش گذاشتم...
همین لحظه،صدای در اومد و هیون،خسته و کلافه،وارد خونه شد.
رفتم سمتش و کتش رو از تنش در آوردم.
_خسته نباشید،ارباب
در جواب فقط سری تکون داد.چشماش قرمز بود و حالش پریشون...
ادامه دارد...
Part³
کت و شلوار رو برداشتم و رفتم سمت اتاق هیون،ایندفعه انقدر در زدم تا جواب داد.
+اومدی،هوسویا؟
*پرش زمانی به ۹ روز بعد،تولد هیون*
هنوز جلسه بود،پسوقت داشتم.
یه کیک کوچولو درست کردم که روش نوشته بود،تولدت مبارک!
و اما هدیه...
من به قدر کافی پول نداشتم که یکی از اون کادوهایی که حتی به چشم اونام نمیاد بخرم،پس...
شروع کردم به بافتن...
جزئیات صورتش رو تصور کردم،چشمای کشیده و پوزخندی که همیشه روی لباش نقش بسته.
کیک رو توی یه شیشه گذاشتم و هدیه رو داخل یه پاکت کوچیک،کنارش گذاشتم...
همین لحظه،صدای در اومد و هیون،خسته و کلافه،وارد خونه شد.
رفتم سمتش و کتش رو از تنش در آوردم.
_خسته نباشید،ارباب
در جواب فقط سری تکون داد.چشماش قرمز بود و حالش پریشون...
ادامه دارد...
- ۲.۷k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط