{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با توجه به نزدیک شدن فصل گرمادر یکی از مساجد خیرین قصد ج

با توجه به نزدیک شدن فصل گرمادر یکی از مساجد خیرین قصد جمع آوری پول برای خرید کولر داشتن و صندوقی رو جلوی نمازگزاران چرخوندن
یک نفر تو مسجد نشسته بود به محض اینکه صندوق روبروش قرار گرفت یدونه هزار تومن درآورد و تو صندوق انداخت.
بعد از چند لحظه پشت سریش زد رو کتفش و مقداری پول بهش داد
این بنده خدا هم پولها رو گرفت برا اینکه بندازه تو صندوق از هم جداشون کرد
چهارتا تراول 50 تومنی
30 تا ده هزار تومنی
چند تا 5 تومنی
خلاصه بعد از اینکه همه رو انداخت برگشت و به پشت سریش گفت حاجی قبول باشه
حاجی بهش گفت از شما قبول باشه
پول خودت بود
وقتی هزار تومنی رو درآوردی از جیبت افتادن
دیدگاه ها (۱۰)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

Enemys Embrsce [ part ۲۵ ]

پارت ۲۳ — «عکس ممنوعه»رها هنوز لبخند می‌زد و عکس رو پشت سرش ...

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط