{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳۶


ددی_شوگره_اجباریه من


جیمین ویو:
احساس کردم یچیز نرم رو محکم گرفتم ولی حتی حوصله نداشتم چشامو باز کنم ببینم چیه...
تا ک با صدای شنیدن سرفه کردن یکی بیدار شدم...
دیدم سانامی دستاشو دور کمرم حلقه کرده و چسبیده بهم...
منم دست کمی ازش نداشتم و محکم بغلش کرده بودم...
حسابی هم داشت سرفه میکرد...

جیمین زودی از سانامی جدا شد و رفت عقب...

جیمین:: هوی تو...پاشو ببینم چ کوفتته

سانامی بزور بلند شد و نشست...
سرفش بند نمیومد و نفسش بند داشت میومد...
جیمین:: ای خدا این چی بود گیرم اومد...

جیمین رفت و یه لیوان آب براش آورد...
خوردش و آروم شد
جیمین:: سرما خوردی؟؟!!
سانامی:: ف..فک کنممم...آخخخخ سرمممم
جیمین:: گمشو از اتاقم بیرون‌ تا مریضیت بهم سرایت نکرد...
سانامی:: چ..چشم🥺

سانامی پا شد و از اتاق رفت بیرون...

سانامی:: عایی..یکم درد دارم...چقد گرسنمه...خیلیم خابم میاد...

سانو:: به به هرزه.‌..میبینم تو اتاق اوپایی‌‌...دیشب خوش گذشت؟؟!!
سانامی:: حیف حالم خوب نیست وگرنه کاری میکردم صدا صگ بدی
سانو:: گمشو بابا...من می‌خوام برم خرید...هیچی برات نمیارم
سانامی:: حالا کی بخاد
سانو:: بای بای

سانو رفت...

سانامی هم خوابش میومد...
رفت تو اتاقش و گرفت خوابید



پارت قبلیو پی وی میدم
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۳۷ددی_شوگره_اجباریه منساعت ۴ بعدظهر بود...سانامی یا احس...

پارت ۳۸ددی_شوگره_اجباریه مندکتر اومد و رفت داخل اتاق سانامی....

پارت ۳۴ددی_شوگره_اجباریه منصبح شده بود و سانامی زود بیدار شد...

پارت ۳۳ددی_شوگره_اجباریه منشب بود و همه شام خوردن...سانامی د...

پارت ۲

ماه خونین

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط