{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد دفتر ناگفته ها را باز کرد

کاش می شد دفتر ناگفته ها را باز کرد
تا مگر در وسعت دل شکوه را آغاز کرد
کاش می شد در خیابان زیر چتر همدلی
لحظه های دل تپیدن را به عشق ابراز کرد
کاش می شد بارها مثل کبوترهای جلد
راحت و آسوده دل تا هر کجا پرواز کرد
کاش می شد با ترانه زیر باران در سکوت
در شروع هر ترنم سوز دل را ساز کرد
کاش می شد بارها بر موج دریا مثل قو
جفت خـود را در کنار برکه ها آواز کرد
کاش می شد از درِ دروازه ی قرآن گذشت
دیدن از رخسار ماهِ شهره ی شیراز کرد
کاش می شد در کنار باغِ گل مثل نسیم
روی زیبای عسل را با نوازش ناز کـرد
دیدگاه ها (۱۸)

بی تو مانندم به باغی که بهارش رفته باشدچون پرستویی که جفتِ ب...

هرچند که لبهای تو لبخند بلد نیستشیرینی و انکار تو را قند بلد...

تو را در جای‌جای لحظه‌هایم در نظر دارمچگونه از تماشای نگاهت ...

وای اگر امشب نیایی پیش من ... ای وای من ...وای اگر کل جهانت ...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت سی...

✨ پارت بیست و هشتمدر اغوش زندان جیمین و کوک هر دو از اتاق رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط