{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اِمْشَبْ میزَنَمْ به سَلامَتیِه‌ْ اونْ لٰامَصَبی کِه اَز

اِمْشَبْ میزَنَمْ به سَلامَتیِه‌ْ اونْ لٰامَصَبی کِه اَز زِنْدِگیمْ رَفْتْ...امٰا هَنوزْ اَزْ اینْ دِلِ لَعْنَتی نَرَفْتِه.....!!!!
به سَلٰامَتی اونیکِه تا بودْ ؛ اُمیدْ بود ... نَفَسْ بود ... آرامِشْ بود ... رویٰا بود ... وَلی خٰاطِرہْ شُد ... بُغْضْ شُد ... دَرْدْ شُد ... کابوسْ شُد ... به سَلامَتِیهْ کَسی که عٰادَتْ کَردَمْ به نَبودِنِشْ، وَلی بٰازْ دِلَمْ بودَنِشْ رو میخوٰاد.....
سَلامَتی اونْ بی مَعْرِفَتی که پٰا پیشْ گذُاشْتَمْ واسِهْ برگَشْتنِشْ امٰا فَهْمیدَمْ دیگِهْ اونْ ادَمِه هَمیشِگی نیستْ.......
سَلامَتی اونی کِہ الانْ بِدونِ مَنْ خوشِهْ وَ حَتٰی دیگَه اَسْمَمْ یٰادِشْ نیستْ..... سَلامَتی مُخٰاطِبی کِه دیگِهْ خٰاصْ نیستْ چونْ مٰالْ مَنْ نیستْ......
دیدگاه ها (۱)

یِـه روزی سینَمـُو میشکافـَمایـن قَلبهِ تیکِه پارِه رُو نِشو...

[ پارت دوم] ات با تعجب از روی مبل بلند شد و در رو باز کرد و ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت10ویو اتوارد ...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 34سلام دخترا برای پا...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁶(نایون+...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

bts

اِمْشَبْ میزَنَمْ به سَلامَتیِه‌ْ اونْ لٰامَصَبی کِه اَز زِن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط