{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پنجره نگاه بکن آره اون میاد

از پنجره نگاه بکن آره اون میاد

درسته بی وفاست ولی باید بیاد



میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده

ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده



غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده

نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده



آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر

ای خدا کمک بکن برو ای دل بمیر



تو چرا سنگ نشدی میونه این همه سنگ

میدونم دوسش داری مثل یه احساسه قشنگ



آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه

دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه



فدای نازش بشم این نازش کشته مارو

حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو



خدایا این احساسمو از دلم نگیر

ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر
دیدگاه ها (۱)

part 27جونگکوک که از ظهر چیزی نخورده بود حسابی گرسنه شده بود...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

پسر بد (59)

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

لالالالا نخواب سودي ندارههمون بهتر كه بشماري ستارههمون بهترك...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط