{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم سرِ خاکِ مادربزرگم دارم با یه تیکه سنگ کوچولو میزنم

رفتم سرِ خاکِ مادربزرگم دارم با یه تیکه سنگ کوچولو میزنم به سنگِ قبرش
خانومه اومده میگه می خوای فاتحه بخونی؟
میگم پ ن پ کلید نیاوردم موندم پشتِ در
دیدگاه ها (۸)

شیطان نیستم, فرشته هم نیستم, خداهم نیستم... فقط یک زن هستم.....

باران عاشقانه هایم را یادت هست؟ بهترین روزگارم در هوای تو بو...

بگذار"عشق "خاصیت تو باشد/نه "رابطه"خاصیت توبادیگران/ امیدوا...

دوستان کی screen shot ultimatداره توروخداتنظیماتشوبه منم بگ...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

پارت ۲۲صبح کدری بود. هوا هنوز بوی بارون‌شب رو می‌داد. رزا زو...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

گل گرفتم و رفتم قبرستون سر قبر مامان و بابام رسید دسته گلا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط