دوست پسر روانی ولی دوست داشتنی من
دوست پسر روانی ولی دوست داشتنی من
part : 05
( ا.ت )
پاشدم با عصبانیت رفتم و صورتمو شستم و کفشامو پوشیدم که یهو دیدم کوک پشت کمرم رو گرفت و کفشامو از پام در آورد
پشتمو کامل چسبوند به دیوار ، خواست ببوستم که یه سیلی زدم تو صورتش ، عصبانی شد و با عربده گفت :
_ چه غلطی کردی
+ زدم تو صورتت مثلا میخوای چه گوهی بخوری ( با داد )
_ خودت تنبیهتو انتخاب کردی ( با پوزخند ترسناک )
با حرفی که زد ترس ورم داشت و تا میخواست از کمرم بگیره و ببره تو اتاق کفشامو ورداشتم و از عمارت زدم بیرون
که دیدم داره میاد دنبالم
+ چی از جونم میخوای ( با گریه و داد )
_ ات وایسا ! نرو ( با داد )
part : 05
( ا.ت )
پاشدم با عصبانیت رفتم و صورتمو شستم و کفشامو پوشیدم که یهو دیدم کوک پشت کمرم رو گرفت و کفشامو از پام در آورد
پشتمو کامل چسبوند به دیوار ، خواست ببوستم که یه سیلی زدم تو صورتش ، عصبانی شد و با عربده گفت :
_ چه غلطی کردی
+ زدم تو صورتت مثلا میخوای چه گوهی بخوری ( با داد )
_ خودت تنبیهتو انتخاب کردی ( با پوزخند ترسناک )
با حرفی که زد ترس ورم داشت و تا میخواست از کمرم بگیره و ببره تو اتاق کفشامو ورداشتم و از عمارت زدم بیرون
که دیدم داره میاد دنبالم
+ چی از جونم میخوای ( با گریه و داد )
_ ات وایسا ! نرو ( با داد )
- ۹۸۹
- ۲۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط