{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت

سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم

امشب دوباره تو را گم کرده ام

میان آشفته بازار افکار مبهمم

توی کوچه های بی عبور پاییزی

دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را

منتظر نشسته ام
دیدگاه ها (۱)

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدمشکستی و نشکستم، بُریدی و ن...

ای دوست از گیتار شکسته طلب ساز مکن

تـو رهروِ دیرینه‌ی سر منزل عشقی

معبدی ساخته ام، از جانت! هر روز، به پابوسی آغوشت، می آیم! زا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۱

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پارت...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

p : 1

پرسه در جنگل... شب...عمارت آرام و ساکت بود.ات روی کاناپه نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط