{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه پوست ميارن بچه شيرشو ميخوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم !
دیدگاه ها (۱)

هنرنمایی با وسایل آرایش

بزن به سلامتی همه اوناییکه قبلا بودن ولی دیگه نیستن ،چون دیگ...

بابایی هستین یامامانی؟

سالادتزئینی

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟕ویو جونگکوکتو مدرسه بودم و زنگ تفریح خ...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

برادر ناتنی

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

نکته::پرستار رییس کیم رو میشناخت🗿『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟔لایلا::م...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁶(نایون+...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

مراقبت و تغذیه مادر و نوزاد:برای تغذیه نوزاد شیر خشک بهتر اس...

یافاطمه الزهرا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط