{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.. روزی میـرسه که ..

.. روزی میـرسه که ..
عشقم خسته و کوفته از سرکار میاد خونه ..
بهش خسته نباشید میگم ..
اونم بوسم میکنه میره دوش بگیره ..
تا میره حمــوم داد بزنم اقـــاااامــــون ؟!
از پشت در بگه جـــووون دلم ؟!
بهش بگم بدوو بدووو درو باز کن ..
درو باز کنه بگه چی شده خانـومم ؟!
با ذوق بهــش بگم میزاری خط تــه ریشتو من بزنم ؟!
اقامونم لباسشو در بیاره بگه لازم نکرده ..تو برو غذاتو درست کن جاسویچی .. !
منم قیافمو اینجوری کنم ..
با غرغر بیام بیرون اونم از پشت بغلم کنه ..
بگه چه نازنازی تشریف دارن بعضیا .. !
منم با ذوق برم سمتش تا خط ریششو بزنم ..
سرشو خم کنه تا قدم بهش برسه ..
بـعـد یـهــو چشـمم بــه بـازوهـای لخـتـش بـیـوفـتـه ..
مظلوم نگاش کنم بگم همممم اقااا ؟!
اونم بازوشو بیاره جلو بگه بیا گازش بگیر عروسکـ لوس من !
من کـه یه خانوم کوچولو بیشتر ندارم ..
دیدگاه ها (۱۳)

میای جلو و میدی یه بوس مرغ عشقی 25band

..//////////////////////////////////////////////////////////...

عشقی حقیقی

قفس سیاه p2

I'm not jealouspart 46_اونم برای بعد پرنسس..فعلا باید بریم خ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟒ویو جونگکوکبا حس خشکی دهنم اروم چشمام ...

کسخلان گروگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط