{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز اومده بود دیدنم با یه شاخه گل و لبخندی ک همیشه آرزو

دیروز اومده بود دیدنم با یه شاخه گل و لبخندی ک همیشه آرزو شوداشتم

گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده

من چیزی نگفتم فقط نگاش کردم.

وقتی ک رفت سنگ قبرم از اشکاش پر شده بود...
دیدگاه ها (۳)

شادباش نه یک روز بلکه هزاران سال بگذار اوازه شاد بودنت چنان ...

♡♥♡♥

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود ,گاهی نمیشود که نمیشود.گاهی هزا...

رمان دخت من

تک پارتی جین 🦋جین بعد از یه روز خسته کننده به گوشیش نگاه کرد...

وقتی پدربزرگت میمیره میاین ایران و تو حالت بده . یه گوشه پار...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 168♡⁠。⁠)⁩براي ا...

spanish girl:6 فصل دوم

رمان آرام باش

اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنمپارت ۱:*درخواستی* ویو راوی:+ نه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 206♡⁠。⁠)⁩يکي از...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط