{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ پایانی تا به این حد غمگین نبوده ام

هیچ پایانی تا به این حد غمگین نبوده ام
اعتراف میکنم به احساسی نشکفته که پژمرده شد،
شکستن تنگ زندگی ام بدست کسی که دوستش داشتم
بغض هایی که شکست و وجودم را زخمی کرد، یک سال گذشت و فراموش نکردم دلتنگی هایم را..
شکست هایم را، تنهایی هایم را..

یک سال گذشت.....
دیدگاه ها (۲۴)

فصل دومپارت هفدهم | سایه‌های دورییک سال گذشته بود...یک سال ا...

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

مرد بی رحم

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

stolen

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وششم: نفرینی که در تاریکی زاده شد---گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط