{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی دیوار

روی دیوار

اتاقش نوشته بود

" استعمال دخانیات الزامی است"


آخه پنجره اتاقش

رو به خونه ای باز میشد


که عشقش عروس آن خانه بود...!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

☜اونــۍ ڪہ دسـتـتـو گــرفــت دلــت لـــــرزیـد☜یــہ روز بــا...

در مســـیرِ پیـــــدا کردنتــــ …یک دنیــــا خاطــــــــره گ...

ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺑﻪ ﮔﺮگ ﮔﻔﺖ:ﺯندﮔﯽ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺪﻩ ﮔﺮﮒ ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺗـ...

من چشـــــم میگذارم..اما تـ‌♥‌ـو نرو...

پنجـره‌ای کهرو به قاب خنده‌هایت باز نشودهیـچ فرقی با دیوار ن...

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

LESSON

مردی که در کنارم بود

لبخند قاتلپارت²⁰ویو جونگ‌کوکنگاهم از روی ماشین مشکی برداشته ...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت شــش 𓆪 🖤🥀ات با شنیدن حرف جیمین خشکش...

مادرم نیست

جدایی

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁰...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جیمین لبخند کوچیکی زد و به چشمای دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط