{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۹

پارت ۱۹

از حموم اومدم بیرون و لباسامو پوشیدمم داشتم شلوارمو میپوشیدم که از آیینه شاهکار تهیونگ خان رو دیدم وایی چقدرم کبود شدهه ایششش شلوارمو پوشیدمم که یهو‌در باز شد دیدم تهیونگه...

مینا: بلد نیستی در بزنی بعد بیای تو؟!

تهیونگ: نه.. اینجا خونه منه هر وقت بخام‌میام‌و میرمم .. خلاصه اینم پماد بزن تا زود خوب شه اگه نتونستی بزنی شب بیا اتاقم خودم برات بزنمم😈

مینا: گمشوو بیروننننن!

تهیونگ: باش بابا ..‌ چقدرم جیغ میزنی گوشام کر شدنن اه

مینا: عوضی😒😂


رفتم‌پایین دیدم تهیونگ نیس به جهنم رفتم‌آشپزخونه ناهارمو خوردم که یهو کیلید خونه به صدا در اومد و جیهوپ و یونا اومدن خونه تعجب کردم اخه تهیونگ گفته بود شب میان ولی چه خب که اومدن تنها نمیمونمم ..

یونا: سلاممم

مینا: سلام خوش اومدین

جیهوپ: سلام به روی ماهت خانم مینا حالتون چطوره بلخره دیدیمتون تهیونگ‌گفته بود که حالت خوب نی الان چطوری بهتری؟!

مینا: اره بهترم😊


جیهوپ: خوبه پس ، پاشو بریم بیرون یکم بگردیم از وقتی اومدیم فقط تو اتاقتی و تو این خونه بلند شو دیگه

یونا: واییی مینا راست میگه من به جایی تو حوصلم سر میرعهه بلند شو بریم ی دور بزنم خوش بگذرونیمم

مینا: اخه تهیونگ..

جیهوپ: بخیالل به تهیونگ چه مربوط میریم ی دور میزنیم دیگ بلند شووو

مینا: باش بابا خوردین منوو😂 ( هر چند دلشورع داشتم اگ تهیونگ‌میفهمید چی ؟! چیکارم میکرد؟! اه بیخیال ..
دیدگاه ها (۱۰)

پارت 20 ویو تهیونگ *از خستگی اومدم خونه پروژه های سنگینی بهم...

پارت 21جیهوپ: هه فک کردی نمدونم که عشق اولته ... میدونی چیه ...

پارت ۱۸ تهیونگپماد رو از جیبش در آورد و زد به دستش از سردی پ...

پارت ۱۷ یهو دیدم تهیونگ براید استایل بغلم کرد و برد سمت سالن...

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

دو پارتی از لینو.وقتی میخوای بهش اعتراف کنی اما.... علامت ها...

برادر من part 3وفتی که رفتن داخل خونه یونا جلوتر از فلکس رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط