عشقی که بهم دادی

★عشقی ‌که بهم دادی★
پارت ۴۹...
چانیول: بکهیون
نگاهی به بکهیون انداخت .لی با دیدن صحنه های عاشقونه بین اون دوتا چشماش رو چرخوند.
لی : رفقا من هنوز اینجام
لی گفت و بکهیون و چانیول هر دو با یه لبخند طرفش.
چانیول :رییس یه نقشه ای برای خالص شدن از دست اون عوضیا داره
لی منتظر موند تا چانیول نقشه رو کامل بگه.
بکهیون : چی؟ !!ولی این خیلی برای جیمین خطرناک میشه
بکهیون با شوک گفت.
_منم اینو بهش گفتم ولی میگه میدونه چیکار میکنه.
لی : اره رییس حواسش هست
لی برای تایید چانیول سرش رو تکون داد.
بکهیون: برای جیمین مشکلی پیش نمیاد؟
لی :نگران نباش بکی رییس مطمئنا نمیذاره مشکلی برای جیمین پیش بیاد.
چانیول : اره خودت میدونی چقدر تهیونگ رو دوست داره
چانیول با لبخند گفت و بکهیون فقط سرش رو تکون داد.
بورام :ببخشید چانیول شی
همشون چرخیدن سمت صدا.
چانیول : بله بورام شی ؟
بورام نزدیک بهش شد و دم گوشش چیزی
رو زمزمه کرد .
چانیول نگاه شوکه ای بهش کرد و ازش خواست بره.
لی : چی شده؟ چرا قیافت اینطوریه؟
چانیول : مین چانگمین اینجاس
****
چانیول :عصر بخیر قربان
تعظیمی به چانگمین کرد.

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

★سختی★پارت ۴۳...کم کم داشت حس خوبی میگرفت که بازوش توی دستای...

★سختی★پارت ۴۴...دستشو از پشت داخل لباس خیس از عرق جونگکوک بر...

★سختی★پارت ۴۲....با چشمای کمی درشت شده دوباره به سمت تهیونگ ...

#استوری_درخواستی

part:9پسر هم‌زمان با روشن کردن ماشین پرسید. یوری حتی فکر هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط