part 10
part 10
جیهوپ: تو حرف نزن
تهیونگ: هیونگ بیا آب بخور بهتر بشی
جیمین: هیونگ جوش نیار اتفاقی نیوفتاده که هیچی نشد تازه فقط منو تهیونگ مست کردیم و ا.ت و هانا چیزی نخوردن
جیهوپ: مطمئن باشم؟
جیمین: آره
ساعت ۷ عصر
جیهوپ: خدافظ بچه ها فردا میبینمتون
ویو جیهوپ
جلوی دوست ا.ت باهاش خیلی بود حرف زده بودم و مطمئنم ازم ناراحته بزار برم از دلش دربیارم
جیهوپ: فسقلی من؟
ا.ت: چی میخوای؟
جیهوپ: میخواستم ازت معذرت خواهی کنم
ا.ت: الان دیگه؟
جیهوپ: خب توهم منو درک کن یهویی جوش آوردم
ا.ت: جلوی بقیه اینظوری سرم داد میکشی بعد میگی درکم کن؟ عمرا، برو بیرون
جیهوپ: خب وقت نقشه ی دومه باید به تهیونگ زنگ بزنم
📞جیهوپ: تهیونگ
📞تهیونگ: بله؟
📞جیهوپ: وقتی هانا باهات قهر میکنه چجوری از دلش درمیاری؟
📞تهیونگ: چرا؟ نکنه با دوست دخترت قهری؟
📞جیهوپ: نه بابا دوست دخترم کجا بود میخوام از دل ا.ت دربیارم
📞تهیونگ: خب میرم براش یه دسته گل و کلی از خوراکی های مورد علاقشو میخرم، بقیه ی راه به کارت نمیاد
📞جیهوپ: مگه بقیه ی راه چیه؟
📞تهیونگ: نکنه میخوای خواهرتو ببوسی و..
📞جیهوپ: بسه بسه خودم فهمیدم خدافظ
جیهوپ: ای خدا باورم نمیشه از یه بچه اینو پرسیدم، یعنی خاک بر سر من
ویو جیهوپ
رفتم بازار و هرچی که ا.ت دوست داره رو براش گرفتم و برگشتم خونه
جیهوپ: ببین این آقا برای خواهرش چه کرده
ا.ت نگاهی به دستم کرد و از ذوق جیغی کشید
ا.ت: الا جدیی؟
جیهوپ: اره خواهرم ناراحت بود منم اینکارو براش کردم
که یهو دیدم ا.ت پرید بغلم
ا.ت: مرسی اوپااااا
جیهوپ: بیا اینارو بزار تو اتاقت
ا.ت: بلدی چجوری خرم کنیاااا
جیهوپم یه تک خنده ای کرد و رفتم
ویو ا.ت
وقتی دیدم جیهوپ با این همه چیز وارد اتاقم شد عین خری که بهش تیتاب دادن ذوق کردم
حتی اکه ناراحتم کنه بلده چجوری از دلم دربیاره
وقتی جیهوپ رفت یه مسیج اومد رو گوشیم
هانا بود
پیام هانا: امشب میای بریم بیرون؟
پیام ا.ت: کجا میخوایم بریم؟
پیام هانا: ....
ادامه دارد...
جیهوپ: تو حرف نزن
تهیونگ: هیونگ بیا آب بخور بهتر بشی
جیمین: هیونگ جوش نیار اتفاقی نیوفتاده که هیچی نشد تازه فقط منو تهیونگ مست کردیم و ا.ت و هانا چیزی نخوردن
جیهوپ: مطمئن باشم؟
جیمین: آره
ساعت ۷ عصر
جیهوپ: خدافظ بچه ها فردا میبینمتون
ویو جیهوپ
جلوی دوست ا.ت باهاش خیلی بود حرف زده بودم و مطمئنم ازم ناراحته بزار برم از دلش دربیارم
جیهوپ: فسقلی من؟
ا.ت: چی میخوای؟
جیهوپ: میخواستم ازت معذرت خواهی کنم
ا.ت: الان دیگه؟
جیهوپ: خب توهم منو درک کن یهویی جوش آوردم
ا.ت: جلوی بقیه اینظوری سرم داد میکشی بعد میگی درکم کن؟ عمرا، برو بیرون
جیهوپ: خب وقت نقشه ی دومه باید به تهیونگ زنگ بزنم
📞جیهوپ: تهیونگ
📞تهیونگ: بله؟
📞جیهوپ: وقتی هانا باهات قهر میکنه چجوری از دلش درمیاری؟
📞تهیونگ: چرا؟ نکنه با دوست دخترت قهری؟
📞جیهوپ: نه بابا دوست دخترم کجا بود میخوام از دل ا.ت دربیارم
📞تهیونگ: خب میرم براش یه دسته گل و کلی از خوراکی های مورد علاقشو میخرم، بقیه ی راه به کارت نمیاد
📞جیهوپ: مگه بقیه ی راه چیه؟
📞تهیونگ: نکنه میخوای خواهرتو ببوسی و..
📞جیهوپ: بسه بسه خودم فهمیدم خدافظ
جیهوپ: ای خدا باورم نمیشه از یه بچه اینو پرسیدم، یعنی خاک بر سر من
ویو جیهوپ
رفتم بازار و هرچی که ا.ت دوست داره رو براش گرفتم و برگشتم خونه
جیهوپ: ببین این آقا برای خواهرش چه کرده
ا.ت نگاهی به دستم کرد و از ذوق جیغی کشید
ا.ت: الا جدیی؟
جیهوپ: اره خواهرم ناراحت بود منم اینکارو براش کردم
که یهو دیدم ا.ت پرید بغلم
ا.ت: مرسی اوپااااا
جیهوپ: بیا اینارو بزار تو اتاقت
ا.ت: بلدی چجوری خرم کنیاااا
جیهوپم یه تک خنده ای کرد و رفتم
ویو ا.ت
وقتی دیدم جیهوپ با این همه چیز وارد اتاقم شد عین خری که بهش تیتاب دادن ذوق کردم
حتی اکه ناراحتم کنه بلده چجوری از دلم دربیاره
وقتی جیهوپ رفت یه مسیج اومد رو گوشیم
هانا بود
پیام هانا: امشب میای بریم بیرون؟
پیام ا.ت: کجا میخوایم بریم؟
پیام هانا: ....
ادامه دارد...
- ۴.۹k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط