{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست

باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست
دردل می کنم این بار که وقت گله هاست

جاده ها نیز مرا از نفس انداخته اند
پای من خسته ی پیمودن این فاصله هاست

این طرف تاول پاهای زمین گیر من است
آن طرف خط غبار گذر قافله هاست

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
گریه هم پاسخ تلخی به همین مسئله هاست

تا فراموش شدن مانده ام و می مانم
مرگ پایان من و قصه کم حوصله هاست
.......
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ ... ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍ...

کاش ممنوعه نبودی....تا ببینی من هم عاشقی را بلدم...تا ببینی ...

از گردش این عقربه ها خسته شدماز رفتن وقتم به خطا خسته شدمبیه...

برو از رفتنت شاد باش!!!

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

برده عمارت جئون

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

Dana-Apada

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط