.................گمشده....................
.................گمشده....................
تکه ای از قلبم میان دستانش بود
حواسم را پرت چشمانش کرد
غرق نگاهش بود
دستم در دستش
صدای نفس هایش توی گوشم می پیچید
از آرزوهایش میگفت برایم
از اتفاقای خوب آینده
از با هم بودن تا آخر عمر
اما.... نمیدانم چه شد؟
عمر عشقمان کوتاه بود
تا سرم را برگرداندن
تکه ی شکسته ی قلبم را در کف دستانم دیدم
خون میچکید از دستم
تکه ی شکسته را گم کردم اما جای زخمش روی دستم ماند
او مرا پرت خودش کرد و رفت......
رفت.......
اما من اورا نمی بخشم نه بخاطره اینکه مرا ترک کرد نه....
برای بریدن دستم
دستی که یک روز نوازشگرش بود
دستی که وقتی قفل میشد در دستش هیچ شاه کلیدی قادر به باز کردنش نبود
ولی....
آه......
که چقدر قلبم درد میکند
تکه ی شکسته اش را گم کرده ام
پیدایش کنید شاید با وصله و پینه ترمیم شود
*هر که پیدایش کرد
باقی عمرم مژدگانیش... *
تکه ای از قلبم میان دستانش بود
حواسم را پرت چشمانش کرد
غرق نگاهش بود
دستم در دستش
صدای نفس هایش توی گوشم می پیچید
از آرزوهایش میگفت برایم
از اتفاقای خوب آینده
از با هم بودن تا آخر عمر
اما.... نمیدانم چه شد؟
عمر عشقمان کوتاه بود
تا سرم را برگرداندن
تکه ی شکسته ی قلبم را در کف دستانم دیدم
خون میچکید از دستم
تکه ی شکسته را گم کردم اما جای زخمش روی دستم ماند
او مرا پرت خودش کرد و رفت......
رفت.......
اما من اورا نمی بخشم نه بخاطره اینکه مرا ترک کرد نه....
برای بریدن دستم
دستی که یک روز نوازشگرش بود
دستی که وقتی قفل میشد در دستش هیچ شاه کلیدی قادر به باز کردنش نبود
ولی....
آه......
که چقدر قلبم درد میکند
تکه ی شکسته اش را گم کرده ام
پیدایش کنید شاید با وصله و پینه ترمیم شود
*هر که پیدایش کرد
باقی عمرم مژدگانیش... *
- ۳.۹k
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط