رفتم نشستم روی میز، میز تا روی صورتم بود
رفتم نشستم روی میز، میز تا روی صورتم بود
همه ی داداش ها در حال خوردن بودن هواسشون به من نبود گفتم
وونیونگ : داداشی ها من نمیتونم چیزی بخورم
اعضا : عه
که یهو یونگی وونیونگ رو بغل کرد و گذاشت رو پاش
وونیونگ : مرسی
یونگی : خواهش میکنم قربونت برم
بعد از صبحونه
وونیونگ : من دلم پارک میخواد
جیمین : من هستم دیگه
وونیونگ : نه اون پارک
تهیونگ : جونکوک برو وونیونگ رو حاضر کن خودتم حاضر شو بریم پارک
وونیونگ : آخ جون
همه ی داداش ها در حال خوردن بودن هواسشون به من نبود گفتم
وونیونگ : داداشی ها من نمیتونم چیزی بخورم
اعضا : عه
که یهو یونگی وونیونگ رو بغل کرد و گذاشت رو پاش
وونیونگ : مرسی
یونگی : خواهش میکنم قربونت برم
بعد از صبحونه
وونیونگ : من دلم پارک میخواد
جیمین : من هستم دیگه
وونیونگ : نه اون پارک
تهیونگ : جونکوک برو وونیونگ رو حاضر کن خودتم حاضر شو بریم پارک
وونیونگ : آخ جون
- ۵.۹k
- ۰۲ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط