ازدواج سوری پارت 50
ازدواج سوری پارت 50
زن هیونگ شیک عکس ماه عسلشون رو نشونم داد خیلی قشنگ شده بود
ـ وااای خیلی قشنگ شده
زن ووشیک برامون میوه ی اب میوه اورد میخواست میز بزاره جلومون که...
زن سوجون ـ دختر اینو بزار سدجاش میشینیم کنار همین میزه که وسطه
زن ووشیک ـ اخه..
ـ اخه نداره میشینیم همون پایین
زن ووشیک ـ باشه
نشستیم پایین کنار میز
ما دخترا که نمی تونستیم چهار زانو بزنیم چون چهارتامون شلوارک کوتا پامون بود سوجون و هیونگ شیک که کت هاشونو در اوردن انداخت رو پای زناشون
زن ووشیک که پتو نازک داده بود رو پاهاش مث اینکه تهیونگ متوجه شد یه نگاهای به چشای هم انداختیم میشد از نگاهای هم حرفامونو خوند
*دارن با چشماشون حرف میزنن*
ته ـ بیا رو پام بشین
ـ زشت نیس؟
ته ـ من زشتی نمیبینم
ـ باشه
رفتم نشستم روی پاهای تهیونگ
ویو تهیونگ
حس خوبی بود برام انگار فک کروم مافیایی چیزیم
پسرا که به روی خودشون نیاوردن
ات ـ عشقم؟
ـ جونم..
ات ـ تودت گفتی بعد نگو پام درد گرف
ـ باشه
ات داشت میوه پوست میکند فهمیدپ که ات قدش کوچیک شده
ـ ات قدد چقدر شده؟
ات ـ فک کنم 178 باشم
زن ووشیک ـ من خود خدامممم
ویو ات ۷
منظور تهیونگو نفهمیدم
زن سوجون ـ کی گفته تو خدایی؟
زن ووشیک ـ بی کاز من دو سانت از ات بلند ترم
ووشیک ـ ات این چی بود گفتی؟
ـ چی چی بود؟
ووشیک ـ این الان تا اخر عمرش مث بلندگو جاار میزنه که من دوسانت از فلانی بلند ترم
زدیم زیر خنده
زن ووشیک ـ عشقم من از ات دوسانت بلند ترم *خر ذوق*
زن هیونگ شیک عکس ماه عسلشون رو نشونم داد خیلی قشنگ شده بود
ـ وااای خیلی قشنگ شده
زن ووشیک برامون میوه ی اب میوه اورد میخواست میز بزاره جلومون که...
زن سوجون ـ دختر اینو بزار سدجاش میشینیم کنار همین میزه که وسطه
زن ووشیک ـ اخه..
ـ اخه نداره میشینیم همون پایین
زن ووشیک ـ باشه
نشستیم پایین کنار میز
ما دخترا که نمی تونستیم چهار زانو بزنیم چون چهارتامون شلوارک کوتا پامون بود سوجون و هیونگ شیک که کت هاشونو در اوردن انداخت رو پای زناشون
زن ووشیک که پتو نازک داده بود رو پاهاش مث اینکه تهیونگ متوجه شد یه نگاهای به چشای هم انداختیم میشد از نگاهای هم حرفامونو خوند
*دارن با چشماشون حرف میزنن*
ته ـ بیا رو پام بشین
ـ زشت نیس؟
ته ـ من زشتی نمیبینم
ـ باشه
رفتم نشستم روی پاهای تهیونگ
ویو تهیونگ
حس خوبی بود برام انگار فک کروم مافیایی چیزیم
پسرا که به روی خودشون نیاوردن
ات ـ عشقم؟
ـ جونم..
ات ـ تودت گفتی بعد نگو پام درد گرف
ـ باشه
ات داشت میوه پوست میکند فهمیدپ که ات قدش کوچیک شده
ـ ات قدد چقدر شده؟
ات ـ فک کنم 178 باشم
زن ووشیک ـ من خود خدامممم
ویو ات ۷
منظور تهیونگو نفهمیدم
زن سوجون ـ کی گفته تو خدایی؟
زن ووشیک ـ بی کاز من دو سانت از ات بلند ترم
ووشیک ـ ات این چی بود گفتی؟
ـ چی چی بود؟
ووشیک ـ این الان تا اخر عمرش مث بلندگو جاار میزنه که من دوسانت از فلانی بلند ترم
زدیم زیر خنده
زن ووشیک ـ عشقم من از ات دوسانت بلند ترم *خر ذوق*
۵.۰k
۳۱ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.