{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم بغض زخم هایم را در حالی ک

شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم بغض زخم هایم را در حالی که همه می گویند :

خوش به حالش ، چه زود فراموش کرد …

.

 

.
دیدگاه ها (۱)

کی میخوره.؟

.

برای به آغوش کشیدنتثانیه ها ، ساعت ها ، روزها ...چقدر نفس گی...

منم تنهاترین تنهای تنهاو تو زیباترین زیبای دنیامنم یلدای بی ...

وقتی بهت خیانت کرد

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

پارت ۲۰ — «انتقام با یک لیوان آب»جونگکوک سریع یک قدم عقب رفت...

پارت ۲۹ — «اعتراف تهیونگ»تهیونگ چند ثانیه فکر کرد و گفت:تهیو...

وقتی شروع می‌کنم به دیدن ایرادها و اشتباهات دیگران، یه حقیقت...

پارت ۱۵ — «نقشه‌ی شبانه»ساعت نزدیک یازده شب بود. تهیونگ روی ...

«زندگیِ ما، این روزها، درست شبیه همان یخ‌فروشِ قصه‌هاست؛همه ...

پارت ۱۴ — «مهمونِ شب‌مونده»عصر شده بود و تهیونگ هنوز قصد رفت...

پارت ۲۶ — «رازِ رها»چند دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد.جونگک...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط