{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگربدونیددیشب چه دسته گلی به آب دادم...دقیقاکارای زلیخارو

اگربدونیددیشب چه دسته گلی به آب دادم...دقیقاکارای زلیخاروانجام دادم...وقتیکه یوسف دسته ردبه سینه زلیخازدزلیخاهم مظلوم نمایی کردوبه پوتیفارگفت دیگه...منم دقیقاهمچین کاریوکردم....دوستم یه پسره روبهم معرفی کردگفت شایدبه اونیکه دوسش داری ارتباط داشته باشه باهاش دوست شو...گفتم‌ خب...
دوستم بهش توتلگرام گفته عکسه منم نشون داده گفته قیافش خوب نیست به دردنمی خوره(درصورتیکه توتمام این سالهاهمه اززیبایی وهیکل من حرف میزنن)بعدش فهمیدیم آقاهمجنس بازن....اون یکی دوستم گفت چون قیافتومردونه دیده ودیده به دردکثافت کاریش نمی خوری ردت کرده...بابت این حرفش که گفته من خوب نیستم لجم گرفت گفتم آدمت میکنم....
حالااینجابه بعدباحاله....
رفتم پیشه اونیکه دوسم دارع وبرام هرکاری میکنه(۲۷سال ازم بزرگ تره)...پولداره وگردن کلفت وازاینایی که خرش میره...رفتم قیافمومظلوم کردم گفتم:دیدی چی شده؟گفت چیشده؟گفتم یه پسره بهم درخواست دوستی داده وفهمیدم همجنس بازم اونومیگی قاطی کردوحشتناک ۳تالیوان آب خورد۴تافحش سنگین بارش کرد...گفت شمارشوبده منم دادم اسمشم گفتم.گفت فامیلیش چیه گفتم نمی دونم گفت صب کن...بعدیک دقیقه فامیلیشو ومشخصاته هفت جدشودرآورد...خبرپارتیاومهمونیاشودرآورد...گفت یه بلایی سرش بیارم که حال کنه...گفت میندازمش زندان(اینوگفت یه آن احساس کردم زلیخام)
الانم دنبالشه داره کاراشومیکنه...
خخخخخ وای چقدحال میده حقشه....توتمام این سالاکسی جرئت نکرده به من اینجوری بگه حالااینم فک کرده الکیه به من نوه حسن خان اینجوری بگه؟پوستشومیکنم...
نظرتون چیه؟خوب کاری کردم نه؟
دیدگاه ها (۲۴)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:6ویو «علی»رفتم سر کلاس اولین چیزی...

ستاره ی من(پارت 1)

part ۷

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط