{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند روز دیگر هم گذشت ....

چند روز دیگر هم گذشت ....
خیالت تخت یک روز
دقیقا نمی دانم کدام روز
اما شاید روزی حوالی تمام شدن دنیا
آنجا ک مطمئن شوم
بعد از من کسی تو را نخواهد داشت
از دلتنگی ک هیچوقت عادت نبود
از دوست داشتن ک بند نیامد
از احساسی ک حبس شد پشت نگاهم
و چشم هایت ....ک هیچ وقت گذرشان ب من نخورد
از دستانم ک لرزیدند پشت نوشتن حرف هایم
از اشک هایم ک چه گرم بودن وقت سرد بودنت
از نگرانی ام پشت جواب ندادن هایت
و بدتر از آن ...نبودن هایت
از آن آدم ضعیفی ک ساخت از من غرورت
یک روز قبل از دیر شدن قبل از انتها قبل از ، از دست رفتنم
حرف ها دارم برایت ....
آن روز روز من است
دیدگاه ها (۱)

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

نمیبخشمت p.22

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

پارت نهم: چهار مظنون 🥀🖤چند ثانیه هیچ‌کس حرف نزد.صدای دستگاه ...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

𝖕𝖆𝖗𝖙1ساعت پنج و نیم صبح بود که لیسا چشم باز کرد.اتاقش کوچک ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط