چند روز دیگر هم گذشت ....
چند روز دیگر هم گذشت ....
خیالت تخت یک روز
دقیقا نمی دانم کدام روز
اما شاید روزی حوالی تمام شدن دنیا
آنجا ک مطمئن شوم
بعد از من کسی تو را نخواهد داشت
از دلتنگی ک هیچوقت عادت نبود
از دوست داشتن ک بند نیامد
از احساسی ک حبس شد پشت نگاهم
و چشم هایت ....ک هیچ وقت گذرشان ب من نخورد
از دستانم ک لرزیدند پشت نوشتن حرف هایم
از اشک هایم ک چه گرم بودن وقت سرد بودنت
از نگرانی ام پشت جواب ندادن هایت
و بدتر از آن ...نبودن هایت
از آن آدم ضعیفی ک ساخت از من غرورت
یک روز قبل از دیر شدن قبل از انتها قبل از ، از دست رفتنم
حرف ها دارم برایت ....
آن روز روز من است
خیالت تخت یک روز
دقیقا نمی دانم کدام روز
اما شاید روزی حوالی تمام شدن دنیا
آنجا ک مطمئن شوم
بعد از من کسی تو را نخواهد داشت
از دلتنگی ک هیچوقت عادت نبود
از دوست داشتن ک بند نیامد
از احساسی ک حبس شد پشت نگاهم
و چشم هایت ....ک هیچ وقت گذرشان ب من نخورد
از دستانم ک لرزیدند پشت نوشتن حرف هایم
از اشک هایم ک چه گرم بودن وقت سرد بودنت
از نگرانی ام پشت جواب ندادن هایت
و بدتر از آن ...نبودن هایت
از آن آدم ضعیفی ک ساخت از من غرورت
یک روز قبل از دیر شدن قبل از انتها قبل از ، از دست رفتنم
حرف ها دارم برایت ....
آن روز روز من است
- ۱.۷k
- ۰۱ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط