{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🎀 بیبی کوچولوی من 🎀

🎀 بیبی کوچولوی من 🎀

که یهو یه مشت به طرف صورتش پرتاب شد که کوک بغل گرفتم و مشت محکمش به کمرم خورد .... کوک از بغلم اوردم بیرون پشت خودم بردمش
هوپی : رقیبت منم با اون چیکار داری زورت به بچه رسیده چس ننه
(کلا جیهوپ توی فیک به خاطر اینکه پیش خلاف کارا بزرگ شده بد دهنه)
* : میبینم بالاخره یکی رو گیر اوردی جیهوپ
هوپی : به تو ربطی نداره
که نگاهش به دستم خورد و با نگرانی گفت
* : خوبی ?!
هوپی : انقدر این سوال لعنتی رو ازم نپرسین
* : جیهوپ
هوپی : چیه نکنه چون بچه الکسی فکر کردی بهت احترام میذارم هااا?! من سرمو برای کسی خم نمیکنم
* : جیهوپ بابا قبل مرگش گفت حواسم بهت باشه
هوپی : دیگه انقدری بزرگ شدم که بتونم از خودم محافظت کنم
دست کوک گرفتم و رفتیم پیش در با مشت روی در کوبیدم که سرباز درو باز کرد
س.ز : چته
هوپ : هویییی بپا با کی حرف میزنی
س.ز : کارتو بگو
با چشم به دستم اشاره کردم که با دیدنش چشماش چهارتا شد چرا انقدر جو میدن زخمه که انقدرام بزرگ نیست . . .
دویید رفت منم با کوک برگشتم اتاق که کوک به محض بستن در شروع به حرف زدن کرد
کوک : چرا ?! هیچ کاری نکرد چرا اون پسره گفت بابا داداشته ?!
جیهوپ : نه داداشم نیست
کوک : پس چیه ?!
جیهوپ : ****


******


ادامه دارد

-------------------
دیدگاه ها (۰)

Heir of Light and Darknesspart : 10قبل از اینکه کامل خارج شن...

____[The Forbidden Crossing]____

پارت یکویو لوناسلام من لونا هستم دوسال هست که با جیهوپ ازدوا...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟐_ نمیخوام حتی یه کلمه از حرفاتو بشنومم در...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁵ویو: اتچند دقیقه بعد، آماده شدم....

شاهزاده دوست داشتنی من

" ویو لیا "به کوک نگاه کروم اونم داشت نگام میکرد باورم نمیشه...

عاشقم باش Part 52

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط