{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرم امام رضا کبوترا یادت میاد ؟

حرم امام رضا کبوترا یادت میاد ؟

لحظه های برفی ایوون طلا یادت میاد؟

یادته نماز قضا و خنده ها و روزه را ؟

یادته ده روز شدیم مهمون آقامون رضا ؟

کنار ضریح آقا بچه هیاتی شدیم

عاشق حسین و خادم محرمی شدیم

همون هیاتی که با چادرای مادرامون

با سوز و گریه و بیچارگی لحظه هامون

علمش کردیم و گفتیم همه با هم یه صدا

خادم مرقد عشقیم یا علی موسی الرضا

یادته روزای عاشقی و هیات داری را

یادته بغض صدا و گریه حاج علی را ؟

یاد ته « ای شه تنها فدای تنهایی » را ؟

گریه و ناله های عاشقای زهرائی را ؟

همه آجرای خیمه ما چه بی صدا

توی غربت به پا شد بدون حسرت و ریا

کاش میشد پر میشد از نم نم بارون چشامون

به یاد اون شبائی که خیس میشد تکیه هامون

کاش میشد کنار هم بشینیم و صفا کنیم

تا بریم کرب و بلا همدیگه را دعا کنیم

چی میشه یه بار دیگه دلامون را یکی کنیم

همراه هم بشیم و با لحظه ها آشتی کنیم

دوباره ماه محرم دوباره بوی عزا

بچه هیاتی پاشو ، بیا بریم کرب و بلا
دیدگاه ها (۲)

کاشكي زود تر برسم... قراره بيام دوباره ، پابـــوست امام رض...

خوش به حال تو کبوتر که هوائی شده ای رفته ای سوی خراسان و رض...

وقتی نشسته روبروی ضریح تو زائری بستـه طناب به پنج...

بوی باران و« طلاییه» و خون عاقبت «همت» ما بی سر شد دست «خر...

part:6

سکوت پیستPart:⁸³_پدر همین دختری که میگی بابام رو جلوی چشام ک...

★بچمون...P¹(End)داخل آشپزخونه بودم که ته‌یانگ اومد پیشم و گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط