{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز به دست اش ساعت نمی بست

هرگز به دست اش ساعت نمی بست
روزی از او پرسیدم
پس چگونه است
که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟
گفت:

ساعت را از خورشید می پرسم
پرسیدم
روزهای بارانی چطور؟
گفت:
روزهای بارانی
همه‌ی ساعت ها ساعت عشق است!
- راست می گفت
یادم آمد که روزهای بارانی
او همیشه خیس بود...!!!
دیدگاه ها (۱)

از هر فرصتی برای موفقیتت استفاده کن حتی 1متن ساده...مثبت اند...

آنان که از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمی آموزند،وجدان هس...

تعبیر قشنگیهخداوند همه چیز را جفت آفرید:جز دماغ و دهن و قلبم...

گاهی دوست داری ،غافلگیر شوی...!.مـــــثلا بفهمــــی ؛یـــــک...

وصال محبوبابوالحسن نوری عارف بزرگ قرن سوم بود، در نماز خشکش ...

‌نذر کرده اميک روزی که خوشحال تر بودمبيايم و بنويسم کهزندگی ...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

Afterglow

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۸ آن‌ها از دروازه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط