{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*** رفیق خدا ***

*** رفیق خدا ***

هر روز که از زورخونه برمیگشتم تو محله میدیدم پسرکی با کفش های پاره و پای برهنه با یه توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکنه و پر و پاش زخم و زار شده
یه روز رفتم و یه کتونی نو خریدم و اومدم تو محل و به پسرک گفتم بیا این کفشا رو بپوش رفیق و از حالا به بعد با اینا توپ بازی کن
پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو بهم کرد و گفت : آقا شما خدایید ؟! لبمو گزیدم و گفتم نه رفیق این چه حرفیه ؟!
پسرک گفت : پس تو رفیق خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم که کفش ندارم و مامانمم پول نداره واسم کفش بخره ...
اشکی تو چشام دویید و گفتم کاش هممون با خدا رفیق باشیم ( برگی از دفترچه خاطرات جهان پهلوان تختی ) سلامتی هر کی مرده __ نه هر چی مرده
دیدگاه ها (۲)

پسرکی جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :خانم، تو رو خ...

یه رفیق دارم که تقریباً هر سال میره کربلا؛از اون با مراما و ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

ماهِ لورنزو 🌙🥀لورا تو پارک منتظر مونا بودم گفته بود داداشم ر...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط