{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز به پوچی رسیدم...

امروز به پوچی رسیدم...
خیلی حال بدیه
تموم زندگیمو از دست دادم
اونجایی که باید داد میزد منو دوس داره نزد
حالا من موندم و یه زندگی بدون اون و یه نگاه تلخ از مادرم
میگه دوست نداشت...اگه دوست داشت غرورشو کنار میزاشت و وقتی بهش گفتم دست از سر دخترم بردار میگفت دوسش دارم نه اینکه خیلی راحت بگه باشه اگه رفتن من خوشبختش میکنه میرم
khass☆m☆
30/10/94
18:16
دیدگاه ها (۲)

آقای مهربونم کجایی؟کجایی که اشکام میبارهیادته دیشب بهم چی گف...

پروفایل آقام همین الانقربون چشات برم اینطوری نگو...انشاءالله...

چیو حلال کنم؟؟؟؟؟هی خدا دیگه این زندگیو نمیخوام تمومش کن.......

یه اتفاق خیییییلییییییی بد افتادهههههدعا کنید برام تو رو به ...

★彡   Part 3 彡★ ذهنم به گذشته برگشت. زمانی که فقط ۴ سالم بود ...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

ستاره ی من(پارت 1)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p12که یهو شروع به بوس...

shede and shineپارت 4رسیدم عمارت که رفتم تو اتاقم.....یه لبا...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

رمان دخت من

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:8 تو یه چشم به هم زدن آخر هفته رسید.با مادرم به س...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط